خرید بک لینک
دیشب میلاد رفت مشهد با دوستش هرچی گفت توام بیا نرفتم چون میدونم شلوغه و توراه لیانا سرویسم میکنه تا برسیم راه دوره وواذیت کننده .دیشب رفتیم خونه زنعمو تاصبح اونجا بودیم حلیم داشتن و طبق هرسال ولی امساال بیشتر پختن تقریبا تاصبح هیشکی نخوابیده منم صبح دیگهرفتم خونه و کارامو کرردم بابا اومد دنبالم و اومدیم اینور دیدیم بهترین وقته که لیانا هم سرش گرمه هم دورش شلوغه شیر قطع کنم .دیگه از سرشب بهش ندادم الانم دیگه موقع خواب نخورد یکم نق زد روپام گرفتمش خوابید الان .میدونم تاصبح پامیشه ولی حداقل این دوشب که مامان هم هست دیگه نمیدم بهش ایشالله که اذیت نکنه

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 6:39

ازدیشب شیر لیانا کلا قطع کردم ولی تاصبح چندبارپاشد و حسابی گریه کرد خوبه مامان بود وگرنه من طاقت نمیاوردم بخدااا

توروز یکم بهونه گرفت ولی بازسرشو گرم کردم و ظهرم میخواست بخوابه اذیت کرد روپاخوابید ولی

خداروشکر امروز گذشت تافردا برم خونه خداکنه دیگه اذیت نکنه

ولی خودم سرویس شدم ازدرد سینه اصلا نمیتونم بخوابم خیلی بده دردش .حالا تاچندروز ادامه داره ...

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 6:39

این چندروز گذشت و بررخلاف تصورم لیاناخیلی خوب پیش رفت

خوابش خیلی خوب شده و تاصبح دیگه کلا بیدارنمیشه و منم بعد این همه مدت راحت تاصبح میخوابم .موقع خوابیدنش هم یکم بغلم میکنه چنددقیقه بعدش باپیش پیش خوابش میبره خیلی راحت اصلا سبک شدم اصلا.این مرحله ازشیر گرفتن برام یه غول بودانگار فکرنمیکردم اینقدرراحت باشه خداروشکر بریم واسه مرحله بعدی پوشک گرفتن تایکی دوماه دیگه البته

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 6:39

صفحه بندی